آموزش وردپرس
خانه / داماش در رسانه ها / چند سطری برای وفادارانی که پای عشق شان مانده اند

چند سطری برای وفادارانی که پای عشق شان مانده اند

آدمها را نمی شود به همین خوش خیالی تفکیک کرد، آدمهایی که هنوز ازسر درونشان، روزی یک دوجین راز کشف می شود، اما عاشق ها همیشه عاشق مانده اند، آنهایی که صبحگاه شان را با خمودگی بی رمقی و نبود معشوق آغاز کرده اند، و یا به مثال یک لیوان چای داغ از بودنش آنرا به آغوش می کشند.
عاشق ها تفکیک شدنی نیستند، آنها انگشت شمارند، تا آخر عمر عاشق می مانند، هر چند زخم خورده، هر چند با کلی روایت که با خود مرور می کنند.
قصه داماش آن هم برای رشت، مثل دوره گذار است، اتفاقی که درونش چالش های اجتماعی را به وفور بهمراه دارد. آنهایی که برای تیمشان می مانند، آنهایی که با هر خمودگی از سنگینی مشقت روزگار، باز دست را روی زانوان خود می گذارند، زور این سنگینی سختی از نو ساختن و از نو حرکت را به جان می خرند.
یک جاهایی آدمی باید یادش بماند اینها مثل همه هوادارهای عاشق ماندند، همه آنها که داشتند، سیگار کج و معوج توی جیب پشتی را، که با مزه گس و شور اشک بر روی فیتیله پنبه ای آغشته شده بود، روشن می کردند، مثل آخرین دیدار در مقابل مس کرمان و مثل سیاهی دلی که پرده شد رفت روی سینه سکوها،در بازی با آبادانی که یادشان رفته حتی رنگ زرد روی چهره یک شهر سبز هم می تواند بنشیند.
عاشق ها همیشه همین طور به غایت معنی تفکیک، از دیگران مجزا می شوند، عجر را هم نگیرند، اما درون همه آن بزنگاه ها هستند، مثل لوطی محل، که هیچ وقت پشت کسی از خاک زاده شده اش را خالی نکرد.
عاشق اگر شعر نسراید، که عاشق نیست، اگر لذتش را درون همان بی محلی ها نبیند که عشق نیست، عاشق از اعتبار به معراج می رسد، ازطلبش، از زجرش و از همه آن آوازه هایی که سر می دهد، فقط یک عده در این روزمرگی های زندگی قابل تفکیک هستند، آنهایی که پای عشقشان می ایستند.
به قلم: عماد واسع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *